تبليغاتX
خاطرات یک دختر ايرانی
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران
ساعتها ....
از فوايد تصادف اين بود كه وقت داشتم بعد از مدتها با فراغ بال كتاب بخونم

فعلاً اينو داشته باشين

چقدر اين تصور كه هيچ مسئله اي مطرح نخواهد بود ، فوق العاده است . تصور كن كه چقدر فوق العاده است اگر ديگر غصه اي نباشد، مبارزه اي نباشد و يا عدم موفقيتي وجود نداشته باشد.

 

نوشته :‌مايكل كانينگهام

ترجمه :‌ ماندانا ارفع

مثل اینکه خیلی شانس آوردم زنده موندم اون ماشینی که من دیدم

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 85/04/12 ساعت 7:25 AM |