تبليغاتX
خاطرات یک دختر ايرانی
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران
ايران - مكزيك
اونقدر از دست ميرزاپور عصبانيم كه نمي تونم هيچي بگم ، فقط يكي بهم بگه اون چوب لباسي - علي دائي - وسط زمين براي چي سبز شده بود


يعني واقعاً هيچكي زورش نميرسه اونو از تيم اخراج كنه وقتي كسي بلد نيست بازي كنه براي چي بايد اعصاب مردم رو بهم بريزه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 85/03/22 ساعت 8:33 AM |