تبليغاتX
خاطرات یک دختر ايرانی
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران
سفر نامه كاشان

اينطور كه معلومه امسال براي خودم شدم يك ماركوپولو ، از نوع ايران گردش



فكر كنم همه تا حدودي از كاشان و خانه هاي تاريخي اش ( طباطبائي، بروجردي، ...)

‌ باغ فين با اون وضع افتضاح حمام فين

گلاب گيري قمصر كوچه باغهاي باصفاش

اطلاعات داشته باشن

 

مطمئنن وقتي بتونم مشكل اين كامپيوتر رايانه خودم رو حل كنم  عكسهاي زيبائي از آبشار نياسر و آسياب آبي كه هنوز هم با نيروي اين آبشار كار مي كنه براتون ميزارم ، فقط براي حفظ حقوق هر ايراني ترجيح ميدم هيچ عكسي از پاركينگ كثيف و نامرتب اين منطقه زيبا تو اين دنياي مجازي پيدا نشه


 

 همه اينها رو گفتم تا برسم به مشهد اردهال ، آرامگاه سهراب

 

سهراب سپهريبه سراغ من اگر مي آييد


 نـــرم و آهســـته بـــيايد


 مــــبادا كه ترك بردارد


  چيني نازك تنهائي من


سهراب سپهري


تولد       1307

مرگ      1359


يك سنگ قبر ساده در آغوش آسفالتي ناصاف مقابل  پله هاي ورودي يك امامزاده


 همين


 اين است بزرگداشت يك شاعر نامي ايراني



سهراب


اهل كاشانم.


روزگارم بد نيست.

تكه ناني دارم ، خرده هوشي ، سر سوزن ذوقي .

مادري دارم ، بهتر از برگ درخت .


دوستاني ، بهتر از آب روان .

پيشه ام نقاشي است:


گاه گاهي قفسي مي سازم با رنگ ، مي فروشم به شما

تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است


دل تنهايي تان تازه شود .


 

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 85/03/06 ساعت 4:10 PM |