تبليغاتX
خاطرات یک دختر ايرانی
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران
صفحه نوزدهم

- ميني بوس نوشت : گشتم بود،        بگرد هست.

 

- اين کتاب راز  هم شاهكاري براي خودش ، تو خود كتاب نوشته يكي با خواستن يك پر امتحانش کرده و "راز"  از امتحان سربلند بيرون اومده ، من با پنجره امتحانش کردم بيچاره رد شد.

 

- نوشتنم نمياد خوب ، چيكار كنم؟

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 87/02/08 ساعت 9:0 AM |