![]() خون آريايي داره تو رگهام جريان اين تنها واژه ي هستي كه داره شريان ايراني زندگي ميكنم ايراني مي ميرم وقت جنگ اسلحه تو دست مي گيرم
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مرداد 1387
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
وبلاگ قديمي من
هفت رنگ آلـــوچـه زندگي رسم خوشايندي است تعريف نشده ستاره خاموش تخته خاكستري عــاشــقانــــه قانون طبيعت شاه آمفاكتوس سوم مطرود ليست وبلاگهاي به روز شده احسان امراه رضا نادم (راهي) :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران صفحه هفدهم
1. اندر حكايتهاي دختر ايروني و حضرت مدير بايد گفت : دختر ايروني بايد پيگير حداقل 10 كار در يك لحظه باشه، اما حضرت مدير براي شنيدن قابليت هضم دو جمله مربوط به يك موضوع را هم ندارد. 2. بالاي مانيتورم يك برچسب با اين مضمون چسبوندم : Every Thing will be OK يكي از همكارها ميگفت مشكل كار از همين Will بوده و بس . 3. وقتي بعد از 6 ماه همديگر رو ديديم بهم گفت چقدر خانوم شدي ، بهش نگفتم همين جمله رو 6 ماه پيش هم با همين لحن گفتي . يا ظرفيت من براي خانوم شدن هنوز به نيمه نرسيده . يا هنوز صدا توي تلفن يادگار شيطنتهاي بچگي رو با خودش يدك ميكشيده. 4. آرزوهاي محال من : - آرزو داشتم و دارم يكي از سردارهاي كورش كبير بودم. - دلم ميخواست ماشين زماني داشتم كه به من اين قدرت رو ميداد تا در گذشته و حال طعم زندگي را بچشم. - يكي از محال ترين آرزوهام اينه كه ديگه در درگاه الهي براي صبر امتحان نشم. باور كنين صبر و طاقتم تموم شده . من كه نمي تونم ايوب پيغمبر باشم. پس ديگه الهه صبر بودن هم اندازه اي دارد. - آرزو دارم يك روز براي يكبار هم كه شده ديواره شروين رو بدون هيچ ابزاري صعود كنم و بالاي قله اورست فرياد بزنم و خدا را به يك جلسه دو نفره دعوت كنم. - اين آخري فقط يك آرزو است اما محال نيست : دلم ميخواد خونه روياهام رو تو دل يك دشت؛ فرسنگها دور از هر انساني بدون هيچ وسيله صوتي و تصويري بنا كنم. - ايكاش ميشد به جائي اينكه حكم كند : حق مردن هم نداري ، لحظه اي فقط لحظه اي درك مي كرد كه در اين دنيا چقدر تنهام. - داشت مهمترین آرزوی محالم یادم میرفت - بعد از مرگم چون زرتشتیان عهد قدیم دوست ندارم به خاک سپرده بشم. دوست دارم جسدم را بر بلندای کوهی گذارند تا آب و باد و خاک و حیوانات هرکدام سهمی ببرند.
صفحه شانزدهم
دلم خيلي گرفته برام دعا كنم. دعا كنين بتونم آدمهاي مزاحمي كه زندگيم رو به لجن كشيدن از ذهنم حذف كنم. ----- این داستان رو اینجا خوندم و اونقدر خوشم اومد که دلم نيومد شما ها نخونين بنابراين اينجا كپي كردم.
صفحه پانزدهم
1- اندیشیدن وفکرکردن: مهم است ولی برای خوشبخت شدن نباید زیاد اندیشید وفکر کرد. 2- قبل از هرچيز ، آنچه باعث ايجاد احترام ميشود ، رفتار خود انسان است. وقتي خودت براي حرف و قولهات احترام قائل نيستي چطور توقع داري من بتونم حساب جداگانه اي براي احساسات باز كنم؟!!!!!! ....... .......... ............ 3- ساده لوحانه مي انديشيدم سال نو يعني كم شدن حجم كار؛ وحشيانه ديدم سال نو يعني كم شدن نيروي انساني ، افزايش مسئوليت. 4- دوباره اين معده كوفتي يادش افتاده اظهار وجود كنه ، يكي بهش حالي كنه در حال حاضر وقت نازكشي ندارم.
پي نوشت پست قبلي: 384 عدد از عكسهاي نوروز برگشت، هنوز فرصت نكردم همه رو ببينم اما عكسهاي عروسي كردستان كه برام بي نهايت مهم بود بازيافت شد . با سپاس بيكران از تمامي دست اندركاران. ادامه مطلب
صفحه چهاردهم
دلم میخواد بدونم عمو نوروز امسال عیدی به شما داده ؟ من که 1996 کیلومتر سفر در طبیعت بکر هفت استان را از عمو نوروز عیدی گرفتم؛ امسال عمونوروز به جای هفت سین، هفت استان رو برام چید استان مرکزی – استان همدان – استان کرمانشاه – استان کردستان استان زنجان – استان گیلان – استان قزوین مبدا و مقصد که یکی بود بنابراین در این هفت استان نیاوردم. اصلا دلم نمی خواست مغزم رو به کار بندازم دلم نمی خواست تاریخ رو مرور کنم یا مشاهیر رو بیدار ؛ بیستون برام لذت بخش نبود ؛ آرامگاه بوعلی فقط ایجاد حساسیت کرد. اینها را نمی گم که غر بزنم ، فقط شرح مواقع رو می نویسم. امسال دلم میخواست فقط طبیعت رو لمس کنم . چیز زیادی از زمانی که نوشتم : "دلم میخواد قبل از مرگم کاخ ورسای ؛ آثار باستانی رم و یونان ؛ اهرام مصر ؛ ارتفاعات کهکیلویه و بویراحمد ؛ طبیعت کردستان ؛ بادگیرهای یزد و طبیعت وحش آفریقا رو ببینم . "نمی گذشت که از استان کردستان سردرآوردم 1- استان مرکزی : استانی کرم قهوه ای با بادهای وحشتناک بعضی وقتها احساس می کردم اگر ماشین رو خاموش کنم خود باد مارو بدون بنزین به مقصد میرساند. 2- استان همدان : استانی کشاورز با غارعلیصدر شگفت انگیز و مردم مهربان و مزارع گوشه گوشه تمام خستگی ها را به دیار باقی میفرستد. 3- استان کرمانشاه : استانی سبز با مردمانی بی ادعا و بی نهایت زیبا ، به همه توصیه می کنم برای یکبار هم که شده این استان رو ببینند. کوه بیستون از دور چون انسانی خوابیده بر دامن طبیعت تو را دعوت به آرامشی ابدی می کند . ایکاش فرصت داشتم و حداقل یکهفته تنهای تنهای میهمان کرمانشاه بودم. 4- استان کردستان: استان دشتها ، برخلاف تصورم طبیعت زیبائی نداشت {میگن کردستان را باید در اردیبهشت دید} دشتهائی فراخ که نوید آمدن بهار میداد . اما مردمی بی نهایت مهربان دارد. میهمان خانواده خونگرمی از کامیاران بودیم با لباسهای محلی که رقص رنگ بود برپهنای طبعیت. عروسی کردهای کردستان لذتی دارد که تاکنون تجربه نکرده بودم . محیطی مملو از انرژی و شادی . 5- استان زنجان : استان انگور، یادتون باشه اگر هوس زیارت زنجان را کردید از مسیر بیجار به زنجان رو امتحان کنید. بعد از دهگلان دو مسیر وجود دارد که مسیر بی راهه به قول افراد محلی کوتاه تر و زیباتر است و به قول من تهی از انسان. چهارساعت رانندگی بدون دیدن حتی یک موجود زنده. البته چند تائی روستا وجود داشت. از حق نگذریم زیبا بود. 6- استان گیلان: استان سبز گیل مردان و گیل زنان. به بزرگی تمام سنتها و مهربانی که در عروسی کردستان دیدم موج تجدد و سردی در عروسی گیلان لمس کردم. اما از انصاف نگذریم که سرسبزی گیلان نشاط آور است . اما همیشه شلوغ. 7- استان قزوین : استان کرم شکلاتی با نان محلی بی نظیر و دختران بازیگوش. گریه نوشت
|