تبليغاتX
خاطرات یک دختر ايرانی
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران
صفحه اول

گفته بودم شاید هرگز ننویسم ، اما وقتی دوران خودسازی به آخر رسید دیدم اینجا رو دوست دارم فقط بخاطر خودم حالا اگر او با خوندن اینجا شخصیت منو زیر سئوال میبره مشکل من نیست ، تصمیم داشتم برم جای دیگه یا حتی بازهم برم به دنیای کاغذ اما دلم نیومد سخت بود!!

1-  وقتی داشتم به جنون میرسیدم دلم فقط یک جفت گوش میخواست گوشهای بدون چشم، بودنش برام یک دنیا ارزش داشت , "م" بود که بهم یاد داد آرامش خودم رو پیدا کنم.

2-  فکر کنم یکسالی بود که چای نخورده بودم فکر کن !!! الان روزی 3 تا لیوان چای میخورم . بعد از مدتها یک هفته تمام یک دل سیر قهوه خوردم هرچند الان دارم با عواقبش دست و پنجه نرم میکنم اما خوشحالم که دیگه حالا حالا ها هوس قهوه خوردن به سرم نمیزنه.

3-  ویار کتاب کردم ، وقت داشتم اسم کتاب نداشتم ، الان یک لیست دو صفحه ای دارم اما وقت ندارم. چه باید کرد آیا؟!!!!!!!

4-  ندیده عاشقت شدم، با تو به همه چیز رسیدم اما دیگه ازت حتی متنفر هم نیستم برام مثل یک خاطره ای ، خاطره ای که دیگه حتی مال من نیست. هر چی یادگاری داشتم جمع کردم راستی یادته قرار بود یک صندوق امانت کرایه کنیم؟!!!!

5-     کسی میدونه عامل دروغ چیه؟ من میگم: نبود شهامت

میگه : باید پاچه خواری کنی درغیر اینصورت نباید ناراحت بشی.

اما نمیفهمم چرا درحالیکه نه ضعف شخصیتی دارم نه .... !!!! باید دست به چنین کاری بزنم؟؟؟؟

6-  تا الان با خدا خیلی کل کل کردم اما ایندفعه میخوام بگم خیلی مخلصم ، میخوام پاچه خواری دربار خدا رو بکنم تا وقتی در خونه رو باز میکنم مامانم رو مثل تمام اون سالها سلامت ببینم دلم برای خنده هاش تنگ شده.

7-  باور کنین خیلی سعی کردم یکی دیگه بشم ، غذا خوردن ، لباس پوشیدن، حرف زدن و حتی عقایدم عوض شد. اما چیکار کنم دلم برای دختر ایرونی قبل 82 تنگ شده .

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 86/10/27 ساعت 7:45 PM |

آخرین صفحه

 آخرين برگ

فكر مي كردم تموم شده

گفتم آدم شدم

فقط نمي فهميدم اين يك هفته چه مرگم شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!! وقتي روز چهارشنبه از شدت گريه به حالت مرگ افتادم هيچ دليلي براي خودم پيدا نمي كردم

نمي دونستـــــــــــــــم

نمي دونستـــــــــــــــــــم

نمي دونستـــــــــــــــــــــــــم

كي بايد اين ارتباط روحي قطع بشه؟ ايكاش ميدونستم دقيقا برات چه اتفاقي افتاده . وقتي شنيدم تا الان دچار جنون شدم نمي دونم اونقدر كه منو درگير كردي خودت هم درگير شدي يا نه

ولي من فكر مي كردم خيلي وقت پيش همه چيز تموم شد  اين يك هفته بهم ثابت كرد نشددددددددددددددددددده

 

 

پ.ن - 1: اين آخرين پستي كه اينجا مينويسم شايد روزي برگشتم و گفتم تمام چيزهائي كه روزي به خاطر همين ناگفته ها اين دفتر رو باز كردم شايد هم هرگز برنگشتم.

پ.ن - 2: هر روز به اينجا سر ميزنم تا روزي كه خبر سلامتيت رو بخونم

 

 

با درود و بدرود

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 86/10/15 ساعت 1:39 PM |

تنهايي عبارت است از بيماري روح بشر

 

از خودم بدم مياد، از من خسته شدم. ديگه نمي دونم بايد چيكار كنم ديگه نمي دونم كجا بايد برم خيلي دنبالش گشتم شايد كه التيام دهنده روحم باشه اما زخم جديدي شد.

شكوائيه عليه خدا تهيه كردم كدام دادگاه به آن رسيدگي مي كند؟!!!!

يكي ميخوام كه بتونه بين من و خودم قضاوت كنه


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 86/10/12 ساعت 3:58 PM |

در جستجوی کار

اين دوتا يك هفته است شروع كردن به تكرار اين كلمه " ما رو به برق وصل ميكنند" ديروز كه جريان برق منو پرت كرد تو دنياي هپروت (درست نوشتم؟!) ميگن "آخر ما رو اخراج ميكنند!!" فكر مي كنم بايد دنبال كار بگردم

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 86/10/11 ساعت 8:56 AM |

چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است.
 
فکر میکنم اکثرا اولین سخنرانی حضرت امام بعد از انقلاب رو به خاطر دارید:
آب, برق و ... رایگان
 
اشتباه نکنین قصد ندارم درمورد سهمیه بندی بنزین و آوردن پول نفت سر سفره مردم حرف بزنم که از حق نگذریم باید اعتراف کنیم بعد از انتخابات یک نشتی از پالایشگاه تهران مردم حاشیه نشین را بر سفره های نفت نشاند.
 
میخوام بگم شکر خداوند اکثریت مردم ایران جزء مرفهین بی درد اجتماع هستند !!!! و توان پرداخت هزینه آب و برق و .. را دارند. اما موسسات خیریه و تحت پوشش بهزیستی چرا باید قبوض آب و برق خود را به دولت پرداخت کنند؟!؟!؟!؟!؟!
واقعا این مراکز محتاج تر از آن کشورهای آفریقا نیستند که حتی بر روی نقشه جهان جائی ندارد.
 
مضحک تر آنجاست که طبق دستور جدید این موسسات باید خصوصی شوند.
مشکل از اونجا شروع میشه که یا صادر کننده دستور از معنی واقعی واژه "خصوصی سازی" بی اطلاع است یا ما از منبع درآمد مراکز خیریه
 
|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 86/10/09 ساعت 8:8 AM |

سوم !!! یا اول
سوم ديماه

.

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 86/10/02 ساعت 3:25 PM |