![]() خون آريايي داره تو رگهام جريان اين تنها واژه ي هستي كه داره شريان ايراني زندگي ميكنم ايراني مي ميرم وقت جنگ اسلحه تو دست مي گيرم
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مرداد 1387
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
وبلاگ قديمي من
هفت رنگ آلـــوچـه زندگي رسم خوشايندي است تعريف نشده ستاره خاموش تخته خاكستري عــاشــقانــــه قانون طبيعت شاه آمفاكتوس سوم مطرود ليست وبلاگهاي به روز شده احسان امراه رضا نادم (راهي) :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران صفحه اول
گفته بودم شاید هرگز ننویسم ، اما وقتی دوران خودسازی به آخر رسید دیدم اینجا رو دوست دارم فقط بخاطر خودم حالا اگر او با خوندن اینجا شخصیت منو زیر سئوال میبره مشکل من نیست ، تصمیم داشتم برم جای دیگه یا حتی بازهم برم به دنیای کاغذ اما دلم نیومد سخت بود!! 1- وقتی داشتم به جنون میرسیدم دلم فقط یک جفت گوش میخواست گوشهای بدون چشم، بودنش برام یک دنیا ارزش داشت , "م" بود که بهم یاد داد آرامش خودم رو پیدا کنم. 2- فکر کنم یکسالی بود که چای نخورده بودم فکر کن !!! الان روزی 3 تا لیوان چای میخورم . بعد از مدتها یک هفته تمام یک دل سیر قهوه خوردم هرچند الان دارم با عواقبش دست و پنجه نرم میکنم اما خوشحالم که دیگه حالا حالا ها هوس قهوه خوردن به سرم نمیزنه. 3- ویار کتاب کردم ، وقت داشتم اسم کتاب نداشتم ، الان یک لیست دو صفحه ای دارم اما وقت ندارم. چه باید کرد آیا؟!!!!!!! 4- ندیده عاشقت شدم، با تو به همه چیز رسیدم اما دیگه ازت حتی متنفر هم نیستم برام مثل یک خاطره ای ، خاطره ای که دیگه حتی مال من نیست. هر چی یادگاری داشتم جمع کردم راستی یادته قرار بود یک صندوق امانت کرایه کنیم؟!!!! 5- کسی میدونه عامل دروغ چیه؟ من میگم: نبود شهامت میگه : باید پاچه خواری کنی درغیر اینصورت نباید ناراحت بشی. اما نمیفهمم چرا درحالیکه نه ضعف شخصیتی دارم نه .... !!!! باید دست به چنین کاری بزنم؟؟؟؟ 6- تا الان با خدا خیلی کل کل کردم اما ایندفعه میخوام بگم خیلی مخلصم ، میخوام پاچه خواری دربار خدا رو بکنم تا وقتی در خونه رو باز میکنم مامانم رو مثل تمام اون سالها سلامت ببینم دلم برای خنده هاش تنگ شده. 7- باور کنین خیلی سعی کردم یکی دیگه بشم ، غذا خوردن ، لباس پوشیدن، حرف زدن و حتی عقایدم عوض شد. اما چیکار کنم دلم برای دختر ایرونی قبل 82 تنگ شده .
آخرین صفحه
فكر مي كردم تموم شده گفتم آدم شدم فقط نمي فهميدم اين يك هفته چه مرگم شده!!!!!!!!!!!!!!!!!!! وقتي روز چهارشنبه از شدت گريه به حالت مرگ افتادم هيچ دليلي براي خودم پيدا نمي كردم نمي دونستـــــــــــــــم نمي دونستـــــــــــــــــــم نمي دونستـــــــــــــــــــــــــم كي بايد اين ارتباط روحي قطع بشه؟ ايكاش ميدونستم دقيقا برات چه اتفاقي افتاده . وقتي شنيدم تا الان دچار جنون شدم نمي دونم اونقدر كه منو درگير كردي خودت هم درگير شدي يا نه ولي من فكر مي كردم خيلي وقت پيش همه چيز تموم شد اين يك هفته بهم ثابت كرد نشددددددددددددددددددده پ.ن - 1: اين آخرين پستي كه اينجا مينويسم شايد روزي برگشتم و گفتم تمام چيزهائي كه روزي به خاطر همين ناگفته ها اين دفتر رو باز كردم شايد هم هرگز برنگشتم. پ.ن - 2: هر روز به اينجا سر ميزنم تا روزي كه خبر سلامتيت رو بخونم
با درود و بدرود
تنهايي عبارت است از بيماري روح بشر
از خودم بدم مياد، از من خسته شدم. ديگه نمي دونم بايد چيكار كنم ديگه نمي دونم كجا بايد برم خيلي دنبالش گشتم شايد كه التيام دهنده روحم باشه اما زخم جديدي شد. شكوائيه عليه خدا تهيه كردم كدام دادگاه به آن رسيدگي مي كند؟!!!! يكي ميخوام كه بتونه بين من و خودم قضاوت كنه ادامه مطلب
در جستجوی کار
اين دوتا يك هفته است شروع كردن به تكرار اين كلمه " ما رو به برق وصل ميكنند" ديروز كه جريان برق منو پرت كرد تو دنياي هپروت (درست نوشتم؟!) ميگن "آخر ما رو اخراج ميكنند!!" فكر مي كنم بايد دنبال كار بگردم
چراغی که به خانه رواست بر مسجد حرام است.
فکر میکنم اکثرا اولین سخنرانی حضرت امام بعد از انقلاب رو به خاطر دارید:
آب, برق و ... رایگان
اشتباه نکنین قصد ندارم درمورد سهمیه بندی بنزین و آوردن پول نفت سر سفره مردم حرف بزنم که از حق نگذریم باید اعتراف کنیم بعد از انتخابات یک نشتی از پالایشگاه تهران مردم حاشیه نشین را بر سفره های نفت نشاند.
میخوام بگم شکر خداوند اکثریت مردم ایران جزء مرفهین بی درد اجتماع هستند !!!! و توان پرداخت هزینه آب و برق و .. را دارند. اما موسسات خیریه و تحت پوشش بهزیستی چرا باید قبوض آب و برق خود را به دولت پرداخت کنند؟!؟!؟!؟!؟!
واقعا این مراکز محتاج تر از آن کشورهای آفریقا نیستند که حتی بر روی نقشه جهان جائی ندارد.
مضحک تر آنجاست که طبق دستور جدید این موسسات باید خصوصی شوند.
مشکل از اونجا شروع میشه که یا صادر کننده دستور از معنی واقعی واژه "خصوصی سازی" بی اطلاع است یا ما از منبع درآمد مراکز خیریه
|