![]() خون آريايي داره تو رگهام جريان اين تنها واژه ي هستي كه داره شريان ايراني زندگي ميكنم ايراني مي ميرم وقت جنگ اسلحه تو دست مي گيرم
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مرداد 1387
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
وبلاگ قديمي من
هفت رنگ آلـــوچـه زندگي رسم خوشايندي است تعريف نشده ستاره خاموش تخته خاكستري عــاشــقانــــه قانون طبيعت شاه آمفاكتوس سوم مطرود ليست وبلاگهاي به روز شده احسان امراه رضا نادم (راهي) :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران قلعه حيوانات
نام كتابي نوشته جورج اُرول اثري جالب كه تازه از نمايشگاه كتاب امسال خريدمش و از خواندنش سير نميشوم. اين كتاب روايتگر داستان يك انقلاب است كه حيوانات يك مزرعه به پيشنهاد يك خوك پير عليه انسانها كه از آنها بيگاري ميكشند انجام ميدهند.آنها پس از انقلاب با دلسوزي براي مزرعه خود كار ميكنند و حتي در جنگي كه بين آنها و انسانها صورت ميگيرد برنده ميشوند. اما پس از مدتي بين سران و حيوانات باهوشتر اختلاف ميافتد و در اين ميان خوك دانشمند توسط يكي ديگر از خوكهاي قلدر از مزرعه رانده ميشود تا رياست مزرعه حيوانات به قلدرها سپرده شود در روزهاي اول انقلاب منشوري در شش بند روي ديوار مزرعه نوشته مي شود اما ....... اين كتاب علاوه بر شيريني بيان از اين نظر برام جالب بود كه گويا تمام انقلابها از يك نقطه صفر مرزي شروع ميشند و قراره همه به يك جا ختم بشن تا قبل از اين با خواندن جريانهاي انقلاب كبير فرانسه به اين نتيجه رسيده بودم اما اين انقلاب توسط حيوانات چيز ديگه اي بود.
بچه ها هم می آموزند
یک بچه همواره می تواند سه چیز به یک آدم بزرگ بیاموزد: 1-شاد بودن بدون دلیل 2- همیشه به کاری مشغول بودن. 3- تقاضا کردن وخواستنِ آنچه با تمام وجود می خواهد.
آگاهی
خاستگاه آگاهي در فروپاشي ذهن دو جايگاهي اثر : جوليان جينز آگاهي آن ملودي است كه از چنگ بر مي خيزد و نمي تواند تارهاي آن را بنوازد، كفي است كه از رودخانه خروشان مي جوشد ، اما مسير رود را نمي تواند تغيير دهد، سايه اي است كه گام به گام به دنبال رونده اي روان است، ولي قادر نيست هيچ تاثيري بر مسير سفر او بگذارد.
جـــــیغ
دلم مي خواد جيغ بزنم جيــــــــــــــغ بنفـــــــــــــــــش
بيستمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران
اين دوره يكي از بهترين نمايشگاهها رو شاهد بوديم : 1. نبود نقشه درست و حسابي براي گم شدن 2. نبودن اطلاع رساني مناسب در ورودي هر سالن در خصوص نام ناشرين و .... 3. از همه مهمتر غرقه ها بدون هيچ ترتيبي كنار هم قرار گرفتن نه خبري از اسم غرفه است و نه خبري از موضوع غرفه ۴. قشنگي ديگه نمايشگاه موكتهاي گلبهي كه روي زمين پهن كردن تا بتوني خستگي پاهات رو حتي براي چند ثانيه هم كه شده بگيري زيباترين قسمت: گشت خواهران در خروجي سالن كتابهاي خارجي ، يك جور فرياد كه اي دنيا بدونين زنان ايراني همگي دزد تشريف دارن.
تو كل نمايشگاه كتابي از عرفان ايراني پيدا نمي كني ، كتابي از ملاصدرا نبود پيدا كردين به من خبر بدين. از غرفه هاي ساندويچ فروشي معروف نمايشگاه نمي گم كه شما رو ياد هيچ توهيني نندازم خلاصه از ساعت 11 صبح پنج شنبه تا حدود 6 بعد از ظهر تو نمايشگاه كتاب راه رفتيم ولي هيچ ترتيبي براي چيدمان نيافتيم تا دليلي باشد براي برگزاري بهترين دوره نمايشگاه البته از انصاف نگذريم يك خوبي داشت و اونهم سقف بلند سالنها بود كه حداقل دچار كمبود اكسيژن نشيم.
نامرد!!!!!
ديروز پشت يك پيكان خوندم : اگر هرگز لبخند نزني ، دل به هيچ نامردي نمي بندي
یاد عشق
بار خدايا :
از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار:
نگاهی ،
یادی،
تصویری،
خاطره ای ،
برای آن هنگام که فراموش خواهیم کرد روزی چقدر عاشق بوده ایم... |+|
دوستت دارم!!!!!
در دنیای بچگی هر کس زودتر بگوید: دوستت دارم ،
برنده است.
ولی در دنیای واقعی وبزرگسالی هر کس زودتر بگوید:
دوستت دارم ، بازنده است.
|