تبليغاتX
خاطرات یک دختر ايرانی
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران
300movies

تب جديدي وبلاگ نويسان و ايرانيان را در برگرفته ، فيلمي به نام 300

من اينجا تصميم ندارم درخصوص داستان فيلم، كارگردان .... فيلم 300 كلامي بنويسم، كه اگر بخواهيد بدانيد سايتهاي بسياري در اين مقوله نگاشته اند.

به نظر گروهي اینجا  دليلي براي اعتراض وجود ندارد ، شايد بايد به آنها حق داد چون اينگونه اعتراضها به گمان آنان راه به جائي نمي برد .

 

منهم مثل خيلي از شما ها اين فيلم را نديده ام ، اما تصاوير كه از ايرانيان ساخته اند را ديده ام.

 

داريوش و آتوس

 

 

داريوش اعتقاد داشت

 

لباس براي پوشاندن معايب بدن آدمي است

 

 

 

 اما در فيلم 300 خشايار پسر داريوش را عريان به نمايش مي گذارند 

 

خشايار

خشايار

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اين يعني دروغ

 

متاسفانه گروهي ديگر اعتقاد دارند كه بايد سكوت كرد زيرا فرهنگ ما غني تر از آن است كه براي نمايش آن به اعتراض روي آوريم

اما اين گروه فراموش كرده اند كه ما هيچ تلاشي براي معرفي گذشتگان خود به كودكان ايران زمين نكرده ايم. بچه پنج ساله ايراني شاه آرتور انگلستان ، عقاب آمريكا و شهر ممنوعه چين را بهتر از داريوش و اهورا و پرسپوليس مي شناسد.

 

 سپاه ايران

هيچ تصور كرده ايد كه اگر فيلمهاي مثل 300 در سطح جهاني اكران شود تصور كودكاني كه تاكنون حتي اسمي هم از ايران نشنيده اند چگونه خواهد بود؟؟؟

300

 

 

 

سپاه دروغين ايران

 

 

 

 

 

سپاه دروغين 300

 

آيا تابحال در Chat room  توسط هندي و پاكستاني ignore  نشده ايد؟ آيا اين كلام را از جوان مكزيكي نشنيده ايد كه " ايرانيان هنوز در چادر زندگي مي كنند و با شتر سفر" فكر مي كنيد اين برداشتها از كجا آمده؟

 

در قسمتي از فيلم هنگامي كه نامه بر ايراني به يونان مي ره وقتي ملكه داره حرف مي زنه مي گه يه زن چطور جرات مي كنه با يه مرد حرف بزنه

درصورتي كه براساس الواحي كه از پرسپوليس به دست آمده زنان ايراني در آن زمان خيلي فعال تر از امروزه بوده اند تا حدي كه لوحهائي به مهر زنان ممهور شده كه رياست گروهي را به عهده داشته اند

و زماني كه داريوش پرسپوليس را ترك مي نموده حكومت را بدست همسرش آتوسا مي سپرده ، آيا با اين تفاصيل يك پيك ايراني از حرف زدن با يك زن ......

 

هرودت در قسمتي از افسانه پردازي هاي خود زماني كه از حمله اسكندر به هند مي نويسد مي گويد :

زماني كه سپاه اسكندر به كنار رودخانه مي رسند ، اسكندر دستور مي دهد جايگاههاي نگهباني را دوبرابر قد انسانها بسازند تا آيندگان بدانند كه غولها هم به كمك يونانيان آمده و ايران و هند را به دست آنان سپرده اند.

 

اما نمي دانم چرا در فيلم 300 كه برداشتي آزاد از نوشته هاي هرودت است تصوير ايرانيان بصورت حيوانهاي وحشي نمايش داده ميشود!!!!

 

اگر خواستيد به اكران اين فيلم اعتراض كنيد مي توانيد به اينجا سر بزنيد.

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 85/12/26 ساعت 10:50 AM |

مراسم کوزه شکنی

زردي من از تو ، سرخي تو از من 
غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 
اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 


در مراسم كوزه شكنی مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،

كمي نمك به علامت شور چشمي، و يك سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي دركـوزه اي

سفالين مي اندازند وهريك از افراد خانواده يك بار كوزه را دورسر خود مي چرخاند

و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند 

و مي گويد : «درد و بــلاي خانه را ريختم به تــوي كــوچه» و باور دارند كه بــا

دور افكندن كوزه تيره بختي، شوربختي وتنگدستي را از خانه وخانواده دورمي كنند.

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 85/12/21 ساعت 1:52 PM |

شهر پارسه

آيا تاكنون به نام تخت جمشيد انديشيده ايد؟ اين اسم واقعي نيست و تنها يك نام براي محفوظ ماندن كاخهاي داريوش بزرگ  است تا از دست ويرانگر سپاه اسلام به دور بماند. تخت جمشيد در لغت به معني محل تاجگذاري و تخت شاهنشاهي جمشيد شاه پيشدادي كه به مقام والايي مهر ايزدي رسيده بود و در نزد جهان آن روزگار در 6000 سال پيش ارزش و مقام بزرگي داشته است.

اما مكاني كه امروزه به اين نام خوانده ميشود كاخ هاي داريوش بزرگ است كه در زمان خود در "شهر پارسه " قرار داشته است .

به زبان يوناني شهر = پوليس بهمين دليل اين كاخها به زبان يوناني پرسپوليس (پارسه = پرس + پوليس = شهر ) ناميده ميشد و تخت جمشيد تنها يك نام رويايي است كه پس از ورود اسلام به ايران روي آن گذاشته شد تا سپاه ويرانگر اسلام آنرا مورد هجوم قرار ندهد. همانطور كه آرامگاه كوروش بزرگ را ايرانيان تغيير نام دادند و نام مقبره مادر سليمان را روي آن گذاشتند.

|+| نوشته شده توسط دختر ايروني در 85/12/06 ساعت 9:21 AM |