![]() خون آريايي داره تو رگهام جريان اين تنها واژه ي هستي كه داره شريان ايراني زندگي ميكنم ايراني مي ميرم وقت جنگ اسلحه تو دست مي گيرم
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مرداد 1387
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
وبلاگ قديمي من
هفت رنگ آلـــوچـه زندگي رسم خوشايندي است تعريف نشده ستاره خاموش تخته خاكستري عــاشــقانــــه قانون طبيعت شاه آمفاكتوس سوم مطرود ليست وبلاگهاي به روز شده احسان امراه رضا نادم (راهي) :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران
- عدم وجود علائم راهنمائي مناسب
- تاريكي مطلق - بي احتياطي هر دو راننده - انحراف به چپ از خط فرضي سبقت هر دو خودرو اين گزارش پليس براي تصادف دو روز پيش من بود، اينها رو نوشتم تا بگم تا زماني كه گردنم خوب نشه
هلند – ساحل عاج
درسته که هلند برد اما اصلاً خوب بازی نکرد و برد خودش رو مدیون دروازه بان همیشه آماده تیم هستن همون چیزی که تیم ایران ازداشتنش محرومه ، ولی یکی از جالبرترین موارد این بازی نظر گزارشگر شبکه سوم سیما بود که اگر اشتباه نکنه در اوایل نیمه دوم خیلی راحت درخصوص صعود هلند و آرژانتین به دور یک هشتم نهائی و رقابت با مکزیک و پرتقال نظر می داد که هلند ترجیح میده با مکزیک به رقابت نپردازه همینجا از آقای یوسفی به خاطر پیش بینیش تشکر می کنم
پی نوشت: دیدن من قبلاْ تشکر کرده بودم
ايران - مكزيك
اونقدر از دست ميرزاپور عصبانيم كه نمي تونم هيچي بگم ، فقط يكي بهم بگه اون چوب لباسي - علي دائي - وسط زمين براي چي سبز شده بود
يعني واقعاً هيچكي زورش نميرسه اونو از تيم اخراج كنه وقتي كسي بلد نيست بازي كنه براي چي بايد اعصاب مردم رو بهم بريزه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فروهر
شايد خيليها از اين نشاني كه در گوشه اين دفتر گذاشته شده فقط يك نام بدانند، اينبار تصميم گرفتم بيشتر درموردش بنويسم تا شايدحداقل اطلاعات من كمكي به خوانندگان اين متن براي شناسائي نشان ايران باستان باشد
1- سيماي پير و نوراني نگاره ياداور آنست كه براي پرواز به سوي رسايي و جاودانگي, بهره گيري از راهنمايي استادان پارسا و پيران خردمند, ضرورت دارد. 2- دست راست او به جلو و بالا كشيده شده است و اين نشانه آنست كه آرمان و هدف انسان بايد پويش و پرواز به جلو و بالا باشد. ( پيش روي و فراروي ) – البته ناگفته نماند كه احترام در زمان هخامنشي به همين صورت بوده همانگونه كه تصاوير حكاكي شده بر" تخت جمشيد" افراد مقابل داريوش دست خود را براي احترام به اينصورت اما در ارتفاعي بالاتر و در مقابل صورت نگاه مي دارند. 3- حلقه اي كه در دست چپ او قرار دارد نشانه ي پيماني است كه انسان در بدو خلقت خود با هستي بخش بزرگ دانا بسته است و آن مبارزه پيگير و خستگي ناپذير با ناراستي, براي نيرو بخشيدن به فروزه راستي, در جهان است. 4- حلقه ي دور كمر او نشانه آنست كه انسان وظيفه دارد از بند وابستگي هاي دروغين در اين جهان در گذرد تا شايستگي و توانايي پرواز به سرچشمه خورشيد حقيقت را بيابد. 5- دو رشته آويخته به چنبر مياني بدنش بيانگر اين حقيقت است كه زندگي انسان در اين جهان آوردگاه رويارويي دو مينوي متضاد نيكي و بدي است, و انسان نيز در اين ميدان زندگي ناگزير به مبارزه است. 6- اندام زيرين نگاره فروهر – كه سه بخش دارد – نشانه آنست كه انسان در ميدان مبارزه نيكي و بدي بايد انديشه و گفتار و كردار بد را رها سازد تا زمينه رشد و بالندگي نيكيها در انديشه او فراهم گردد. 7- دو بال گشاده نگاره كه هركدام به سه بخش تقسيم شده است, بيانگر اين معناست كه انسان پس از فروهشتن انديشه و گفتارو كردار زشت بايد با بالهاي گشاده و نيرومند انديشه , گفتار و كردار نيك به سوي سرافرازي و رسايي پرواز كند.
دلم گريه مي خواد
چشمانم به وسعت آسمانها اشك براي ريختن دارد پروردگارا جوابم رو به زباني بده كه بفهمم خدايا بهت احتياج دارم بيشتر از هميشه
امروز شنيدم يكي از کارمندای شرکت يك دختر ۲۵ ساله در اثر سرطان خون از اين دنيا رفت، ايكاش ميشد اون بمونه و من برم شايد اين جوابي بود كه خدا مي خواست بهم بده ، هموني كه هنوز بايد بمونم چون ناخواسته قدرت موندن رو دارم پس فعلاً و تا اطلاع ثانوي هستم |+|
سفر نامه كاشان
اينطور كه معلومه امسال براي خودم شدم يك ماركوپولو ، از نوع ايران گردش فكر كنم همه تا حدودي از كاشان و خانه هاي تاريخي اش ( طباطبائي، بروجردي، ...) باغ فين با اون وضع افتضاح حمام فين گلاب گيري قمصر كوچه باغهاي باصفاش اطلاعات داشته باشن
مطمئنن وقتي بتونم مشكل اين كامپيوتر – رايانه – خودم رو حل كنم عكسهاي زيبائي از آبشار نياسر و آسياب آبي كه هنوز هم با نيروي اين آبشار كار مي كنه براتون ميزارم ، فقط براي حفظ حقوق هر ايراني ترجيح ميدم هيچ عكسي از پاركينگ كثيف و نامرتب اين منطقه زيبا تو اين دنياي مجازي پيدا نشه
همه اينها رو گفتم تا برسم به مشهد اردهال ، آرامگاه سهراب
نـــرم و آهســـته بـــيايد مــــبادا كه ترك بردارد چيني نازك تنهائي من سهراب سپهري تولد 1307 مرگ 1359 يك سنگ قبر ساده در آغوش آسفالتي ناصاف مقابل پله هاي ورودي يك امامزاده
اهل كاشانم. روزگارم بد نيست. تكه ناني دارم ، خرده هوشي ، سر سوزن ذوقي . مادري دارم ، بهتر از برگ درخت . دوستاني ، بهتر از آب روان . پيشه ام نقاشي است: گاه گاهي قفسي مي سازم با رنگ ، مي فروشم به شما تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است دل تنهايي تان تازه شود .
وصيت نامه داريوش
وصيت نامه كوروش رو نوشتم دلم نيومد وصيت نامه داريوش رو نخونين
همواره حامي کيش يزدان پرستي باش. امّا هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروی نمايد و پيوسته بخاطر داشته باش که هر کس بايد آزاد باشد که از هر کيش که ميل دارد پيروی نمايد بعــــــد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفني را که خود فراهم کرده ام بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار. امّا قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که مي تواني وارد قبر بشوی و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي ، من که پدر تو و پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج کشور سلطنت مي کردم مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد. خواه پادشاه بيست و پنج کشور باشد يا يک خارکن و هيچ کس در اين جهان باقي نمي ماند. اگر تو هر زمان که فرصت بدست مي آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببيني ، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد کرد امّا وقتي مرگ خود را نزديک ديدی ، بگو که قبر مرا مسدود نمايند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگهدارد تا اينکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببيند زنــــــهار ، زنهار. هرگز هم مدعي و هم قاضي نشو ، اگر از کسي ادعايي داری موافقت کن ، يک قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار بدهد و رای صادر نمايد. زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد هــــــرگز از آباد کردن دست بر ندار. زيرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا قاعده اين است که وقتي کشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود. در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اوّل اهميت قرار بده عفـــــو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت. ولي عفو فقط موقعي بايد بکار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگری خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني ، ظلم کرده ای زيرا حق ديگری را پايمال نموده ای بيـــــش از اين چيزی نمي گويم و اين اظهارات را با حضور کساني که غير از تو در اين جا حاضر هستند کردم تا اينکه بدانند قبل از مرگ ، من اين توصيه ها را کرده ام و اينک برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس ميکنم که مرگم نزديک شده .
|