![]() خون آريايي داره تو رگهام جريان اين تنها واژه ي هستي كه داره شريان ايراني زندگي ميكنم ايراني مي ميرم وقت جنگ اسلحه تو دست مي گيرم
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مرداد 1387
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
وبلاگ قديمي من
هفت رنگ آلـــوچـه زندگي رسم خوشايندي است تعريف نشده ستاره خاموش تخته خاكستري عــاشــقانــــه قانون طبيعت شاه آمفاكتوس سوم مطرود ليست وبلاگهاي به روز شده احسان امراه رضا نادم (راهي) :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
خاطرات یک دختر ايرانی
من از پستی ، من از زاری، من از خواری گريزانم - منم دلبسته اين خاک، منم فرزند ايران دومين شانس
عشق مرد تركش كرده بود. مرد از سرنااميدي خود را از بالاي پل به پائين پرت كرد. اتفاقاً چند متر آن طرف تر، دختري نيز به قصد خودكشي خود را از بالاي پل به پائين پرت كرد. اين دو در ميان آسمان و زمين از كنار هم گذشتند. چشم هايشان به هم دوخته شد. مجذوب يكديگر شدند. اين يك عشق واقعي بود. هر دو اين را دريافتند. آن هم يك متر بالاتر از سطح آب.
زمستانی مثال پائیز
وه...چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
گناه دختر بودن
اگه سرت داد زدن آروم گریه کن.
اگه بهت زور گفتن حتما قبول کن.
اگه بهت توهین شد ساکت بمون.
چرا؟ چون دختری!
غمگین بودن!!!!!!!!!!!
مارتين لوتر بنيانگذار كليساي پروتستان، با مشكلات و خطرهاي بي شماري مواجه بود. روزي همسر او متوجه شد كه مارتين سخت افسرده و دلتنگ است. وي زني باهوش بود و به مشيت الهي اعتقاد داشت. با مشاهده دلتنگي شوهر خود، لباس سياه پوشيد و دربرابر او ايستاد.
مارتين بي درنگ به اشتباه خود پي برد، از اين رو لبخند زد و گفت :بله غمگين بودن كاري شيطاني است.
|